لغت نامه دهخدا
پیش نهاده. [ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) برابرنهاده. مقابل پس نهاده. || پیش آورده. از حد متعارف تجاوزداده و بمجاور درآورده. جلوآورده:
چو کاسه بازگشاده دهان بجوع الکلب
چو کوزه پیش نهاده شکم ز استسقا.خاقانی.
پیش نهاده. [ ن ِ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) برابرنهاده. مقابل پس نهاده. || پیش آورده. از حد متعارف تجاوزداده و بمجاور درآورده. جلوآورده:
چو کاسه بازگشاده دهان بجوع الکلب
چو کوزه پیش نهاده شکم ز استسقا.خاقانی.
( صفت )۱- برابر نهاده مقابل پس نهاده. ۲- از حد متعارف تجاوز داده و بمجاور در آورده
{proposal} [عمومی] طرح یا پیشنهادی که به صورت مکتوب و مدون در قالبی مشخص به شخص یا اشخاص برای بررسی و پذیرش ارائه می شود
طرح یا پیشنهادی که بهصورت مکتوب و مدون در قالبی مشخص به شخص یا اشخاص برای بررسی و پذیرش ارائه میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوذر آزادی پس از انقلاب ۱۳۵۷ چندین سفر به اروپا و آمریکا داشت و پیشنهادهای زیادی برای کار دریافت کرد، اما به دلایل مختلف هیچکدام را نپذیرفت. او بیشتر وقت خود را به نقاشی میگذراند.
💡 موقعیت اَکِد نامعلوم است، ولی دانشمندان پیشنهادهای گوناگونی را مطرح کردهاند. در بسیاری از پیشنهادهای قدیمیتر، اکد در کنار فرات مکانیابی شدهبود؛ ولی بر پایهٔ بحثهای جدیدتر کنارهٔ دجله محتملتر دانسته میشود.