پیشاپیش

لغت نامه دهخدا

پیشاپیش. ( اِ مرکب، ق مرکب ) ( از: پیش و الف واسطه ( وقایه ) و پیش ) پیش پیش.مقدم بر همه. از پیش همه. جلوتر از دیگران. منا. ( منتهی الارب ). مبداء. لقاط. ( منتهی الارب ):
گرچه ما را نیست پیشاپیش دود مشعلی
نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما.واعظ قزوینی.هر کجا روی آورم بخت سیه همره بود
گاه دوشادوش من گاهی به پیشاپیش من.( از فرهنگ ضیاء ).دلا دلدار می آید به سروقت اسیرانش
گر از خود می روی تأثیر پیشاپیش می افتد.تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(ق مر. ) پیشتر از همه، جلوتر از همه.

فرهنگ عمید

۱. پیش پیش.
۲. پیش تر از همه، جلوتر از همه.

فرهنگ فارسی

پیشترازهمه، جلوترازهمه
پیش پیشمقدم بر همهجلوتر از دیگران: گر چه ما را نیست پیشاپیش دود مشعلی نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما. ( واعظ قزوینی )

جمله سازی با پیشاپیش

💡 چو بهره کوفه رفتن کرد زینب جای در محمل روان شد کاروان اشک پیشاپیش از آن منزل

💡 در بیابانی که نعل شوق ما در آتش است نقش پای ناقه پیشاپیش محمل می‌رود

💡 کشورهای بلغارستان و رومانی نیز که از ۲۰۰۷ عضو اتحادیه شدند، پیشاپیش معاهده قانون اساسی را پذیرفته و معاهده پذیرش را نیز تصویب کرده‌اند.[نیازمند منبع]

💡 چنان پندار کاینک موسم یوم‌الحساب آمد تو پیشاپیش جمع دخل و خرج خود معین کن

💡 می‌روم چون خاک از جا کنده پیشاپیش باد تا کجا آن آتشین جولان به فریادم رسد

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز