پیرزن

پیرزن نمادی از تجربه و حکمت در زندگی است. او با سال‌ها زندگی، درس‌های فراوانی را کسب کرده و هر چهره‌اش داستانی از تلاش و سختی‌ها را روایت می‌کند. در دنیای امروز که سرعت تغییرات بسیار زیاد است، وجود چنین شخصیت‌هایی می‌تواند برای نسل جوان الهام‌بخش باشد. پیرزن‌ها با نگاه عمیق به زندگی، اهمیت ارزش‌های انسانی را یادآوری می‌کنند و نشان می‌دهند که چگونه می‌توان با صبر و استقامت بر مشکلات غلبه کرد. آن‌ها معمولاً از داستان‌های قدیمی و تجارب خود صحبت می‌کنند که می‌تواند برای دیگران بسیار آموزنده باشد. در واقع، پیرزن‌ها به ما می‌آموزند که هر مرحله از زندگی، چه شیرین و چه تلخ، به نوعی یک هدیه است که باید از آن بهره برد و درس‌هایش را به یاد داشت. این افراد با مهربانی و دلسوزی، به ما یادآوری می‌کنند که زندگی تنها در جوانی نیست، بلکه در هر سنی می‌توان به یادگیری و رشد ادامه داد.

لغت نامه دهخدا

پیرزن. [ زَ ] ( اِ مرکب ) زن سالخورده. شیخه. عجوزه. پیرزال. زن کهنسال. مقابل پیرمرد

فرهنگ عمید

زن پیر، زن سال خورده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- زن سالخورده پیر زال عجوزه مقابل پیرمرد: یکی پیر زن مایه دار ایدراست که گویی مگر دید. اختر است. ( شا. بخ ۲۶۷: ۸ )

جملاتی از کلمه پیرزن

بود سلطان در آن زمان مشغول سخنِ پیرزن نکرد قبول
در زنگبار پیرزنی چون کند خضاب ؟ ماند بنفشه نیز بدان موی پیرزن
برای خوردن کشک، از چه کوزه میشکنی قضا به پیرزن آنرا فروختست گران