لغت نامه دهخدا
پژوهشگر. [ پ ِ / پ َ هَِ گ َ ] ( ص مرکب ) پژوهش کننده.
پژوهشگر. [ پ ِ / پ َ هَِ گ َ ] ( ص مرکب ) پژوهش کننده.
پژوهش کننده.
پژوهش کننده
( صفت ) پژوهش کننده.
ricercatore
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد حامی (۱۲۸۶ یا ۱۲۸۸ تهران – ۷ بهمن ۱۳۷۹ در گذشت[۵] استاد دانشگاه، مهندس راه و ساختمان و پژوهشگر ایرانی است. دانشگاه آکسفورد از او با عنوان پدر مهندسی عمران ایران یاد کردهاست.
💡 همی خواستم شد پژوهشگرا از آنان که دیدم بدانجا درا
💡 فارسیزبانان بزرگترین جمعیت از لحاظ فرهنگی در داخل ایران هستند. فارسیزبانان به عنوان یک قوم شناخته نمیشوند و در مناطق مختلف ایران دارای فرهنگها و گویشهای گوناگون هستند. زبان فارسی زبان مشترک این گروه است که بیشترین گویشوران را در ایران دارد و به باور برخی از پژوهشگران، عامل تقویت کننده و پیوند دهنده سایر اقوام ایرانی است.