پوست کلفت
مترادفها
پوست ضخیم، پوست سخت
متضادها
پوست نازک، حساس
لغت نامه دهخدا
پوست کلفت. [ ک ُ ل ُ ] ( ص مرکب ) که پوست ستبر دارد چون هندوانه. || مقاوم در سختیها و مصائب. که تحمل مشقات تواند. || که بسی گرانجان است. گران جان. سخت جان.
فرهنگ معین
(کُ لُ ) (ص مر. ) ۱ - کنایه از: آدم بی غیرت. ۲ - کسی که در سختی ها تحملش زیاد است.
فرهنگ عمید
۱. آنچه پوست ستبر دارد.
۲. [مجاز] کسی که از سختی و مشقت یا تنبیه و ملامت آزرده و متٲثر نشود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه پوست ستبر دارد مانند هندوانه. ۲- آنکه در سختیها و مشقات مقاومت کند. ۳- آنکه گرانجانست سخت جان.
جمله سازی با پوست کلفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کز بهر زمامدار امروزی نیست سرمایهای از پوست کلفتی بهتر
💡 مزهٔ بعضی از انواع آن ترش و برخی شیرین میباشد. (مانند انگور پوست کلفت)