لغت نامه دهخدا
پشت گردن. [ پ ُ ت ِ گ َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قفا. پس سر. سپس گردن. پی سر. پشت سر. رَقبة. ( منتهی الارب ).
پشت گردن. [ پ ُ ت ِ گ َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قفا. پس سر. سپس گردن. پی سر. پشت سر. رَقبة. ( منتهی الارب ).
( اسم ) ۱- ناحی. خلفی گردن سطح خلفی گردن قفا پس گردن. ۲- پشت سر.
nuca
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به پشت گردنش تابید خورشید ز پهلو باد سامش ریگ پاشید
💡 زهم گشود دو انگشت خویش شیر خدا به پشت گردن خالد نهاد او ز قفا
💡 رشتهٔ جان دشمنان مهرهٔ پشت گردنان چون به هم آورد کند عقد برای معرکه
💡 دارای ۱۶ تا ۲۰ پولک درشت در قسمت میانی بدن که به صورت اریب آرایش یافتهاند. در ناحیه پشت گردن چین خوردگی پوستی ندارد.
💡 لیک چون پشت گردنت افتاد سبک و نرم یابیاش چون باد