پسندیدگی

مترادف‌ها

محبوبیت، جذابیت، خوشایند بودن

متضادها

ناپسندیدگی، بیزاری، تنفر

لغت نامه دهخدا

پسندیدگی. [ پ َ س َ دی دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی آنچه پسندیده باشد:
گوهری نیست پسندیده تر ازگوهر تو
با پسندیدگی گوهر فخر گهری.فرخی.

فرهنگ عمید

خوبی و نیکویی، پسندیده بودن.

فرهنگ فارسی

ممتازی نیکویی.

جمله سازی با پسندیدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گوهری نیست پسندیده تر از گوهر تو با پسندیدگی گوهر فخر گهری

💡 پسندیدگی کن که باشی عزیز پسندیدگانت پسندیده نیز

💡 چو بید ای دل از باد لرزان مشو ثبات قدم را پسندیدگیست

💡 پسندیده کاری نیاید ز من مگر کز تو آید پسندیدگی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران