پس نماز

لغت نامه دهخدا

پس نماز. [ پ َ ن َ ] ( اِ مرکب ) آنکه پشت امام یعنی پیشنماز نماز گزارد. مأموم: تقلب تو در نمازجماعت با پس نمازانت. ( تفسیر ابوالفتوح ج 4 ص 141 ).

فرهنگ معین

(پَ. نَ )(اِ. )آن که پشت امام نمازگزارد، مأموم. مق پیش نماز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه پشت امام نماز گزارد ماموم مقابل پیش نماز.

جمله سازی با پس نماز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ مِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ، و از شب او را نماز کن، وَ أَدْبارَ السُّجُودِ (۴۰) و پس نماز شب بر وقت دمیدن.

💡 پس نمازش خواند و بسپردش به خاک وز نظرها محو شد آن جان پاک

💡 هنگامی که وی در اواخر سال ۷۸۹ درگذشت، پسرش قوانینی را نقض کرد که خواستار عدم تأسف او بود و در عوض غم و اندوه خود را علنی نشان داد و در مراسم خاکسپاری وی شرکت کرد، تابوت مادر را با پای برهنه تا محل دفن همراهی کرد. وی سپس نماز میت را خواند و یک بار دیگر به مقبره او رفت تا احترام به یاد او بگذارد و قبل از ترک قبرستان خداحافظی کند، که توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

💡 بگفت این پس نمازش برد و برگشت سرای شاه ازو زیر و زبر گشت