پس ران

لغت نامه دهخدا

پس ران. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) جانب پسین ران. گوشت پسین ران.
پس ران. [ پ َ ] ( نف مرکب ) حادّ. راننده شتر.

فرهنگ معین

(پَ ) (اِفا. ) = پس راننده: رانندة شتر، حاد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) رانند. شتر حاد.

فرهنگستان زبان و ادب

{thrust reverser, reverser, thrust reverse} [حمل ونقل هوایی] وسیله ای در موتور جت که بخشی از گازهای خروجی را در جهت حرکتِ هواگَرد هدایت می کند تا سرعت هواگَرد کاهش یابد و مسافت نشست کم شود

جمله سازی با پس ران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نفس بگرفتش عنان که پای دار باره واپس ران بترس از ننگ و عار

💡 لیک عشقم کرده سیر از جان خویش زعفرا دیر است واپس ران ز پیش

💡 یعلم الله کین از آن کردم که گفتم من کیم تا بپیش خویش خوانی یا ز پس رانی مرا

💡 همان شاه تسلیم با لشکری ز پس راند با دیو و جن و پری

💡 دیده دو کوه از پس ران زهره اش نیست جز از زهره کس این زهره اش

پاي یعنی چه؟
پاي یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز