پزشک عمومی
مترادفها
پزشک عمومی
متضادها
پزشک متخصص
فرهنگستان زبان و ادب
{general practitioner, GP, doctor} [مدیریت سلامت] پزشکی که مراقبت های عمومی پزشکی را بر عهده دارد و در زمینۀ خاصی تخصص ندارد
ویکی واژه
پزشکی که مراقبتهای عمومی پزشکی را بر عهده دارد و در زمینۀ خاصی تخصص ندارد.
جمله سازی با پزشک عمومی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بدترین موارد ممکن است در مورد اطلاعات و مهارت تشخیص پزشک معالج خود شک داشته باشد. مثلا اگر پزشک عمومی باشد فرد به پزشک متخصص مراجعه می کند.
💡 برای بررسی اولیه علائم بیماری و دریافت نسخه اولیه، ابتدا باید به یک پزشک عمومی در نزدیکترین مرکز درمانی مراجعه کرد.
💡 وظیفه اصلی یک پزشک عمومی این است که سلامت عمومی جامعه را حفظ کرده و بیماران را به متخصصان مربوطه ارجاع دهد.
💡 او پس از سالها تحصیل و گذراندن دوره کارورزی، سرانجام موفق شد به عنوان یک پزشک عمومی در یک روستای دورافتاده مشغول به کار شود.