پریشن
لغت نامه دهخدا
پریشن. [ پ َ ش َ ] ( ص ) مخفف پریشان باشد. ( برهان ). || افشاندن ( ؟ ).فشاندن ( ؟ ). ( اوبهی ). پریشان کردن. ( برهان قاطع ).
فرهنگ معین
(پَ شَ ) نک پریشان.
فرهنگ عمید
= پریشان
جمله سازی با پریشن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر از سندان بر جوشن بر، غیبه بود بپریشند بشمشیر دو دستی و تبر