لغت نامه دهخدا
پریروز. [ پ َ ]( ق مرکب ) پریر. یک روز پیش از دیروز. روز پیش از روز گذشته. روز قبل از دی. روز پیش. اوّل مِن اَمس.
پریروز. [ پ َ ]( ق مرکب ) پریر. یک روز پیش از دیروز. روز پیش از روز گذشته. روز قبل از دی. روز پیش. اوّل مِن اَمس.
(پَ ) (ق مر. ) یک روز پیش از دیروز، روز قبل از دی، پریر.
روز پیش از دیروز، دو روز پیش، پریر.
یک روز پیش از دیروز روز قبل از دی پریر.
دو روز پیش از امروز، یک روز پیش از دیروز، روز قبل از دی، پریر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا پریروز شکرخند نمی دانستی این زمان صاحب چندین شکرستان شده ای
💡 همچو گل حرف پراکنده نمیدانستی تا پریروز شکرخنده نمیدانستی