پرنوری
مترادفها
درخشان، تابناک، روشن
متضادها
تاریک، کمنور، تار
ویکی واژه
پُ
پورنوری. پسر نوری. نام خانوادگی ایرانی. که به نادرستی پرنوری آگاشته (ثبت)
شدهاست.
جمله سازی با پرنوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای ماه اگرچه روشن و پرنوری از روشنی روی بت من دوری
💡 بهر مجلس که جمع آیند خوبان همچو استاره تو با آن روی پرنوری چو ماه اندر میان روشن
💡 اتاق مطالعه با پنجرههای بزرگ و محیطی بسیار پرنوری طراحی شده است تا تمرکز و دقت مطالعه در آن افزایش یابد.
💡 در این ایام سال، خورشید بسیار پرنوری میتابد و باعث میشود که طول روز نسبت به فصلهای دیگر سال بسیار بیشتر باشد.
💡 سالن نمایش با نورپردازی پرنوری و رنگهای زنده تزیین شده تا حسی از شادی و هیجان را به تماشاگران منتقل کند.