پرستشگاه
مترادفها
عبادتگاه، معبد
لغت نامه دهخدا
پرستشگاه. [ پ َ رَت ِ ] ( اِ مرکب ) معبد. صومعه. عبادت جای. عبادت گاه.
فرهنگ معین
(پَ رَ تِ ) (اِمر. ) معبد، جای عبادت.
فرهنگ عمید
جای پرستش و عبادت، معبد، عبادتگاه.
فرهنگ فارسی
جای عبادت وپرستش، معبدوعبادتگاه
( اسم ) عبادتگاه معبد جای عبادت جای پرستش. جایگاه پرستش پرستشکده پرستشگه
فرهنگستان زبان و ادب
{sanctum , sanctuary , shrine} [باستان شناسی] هر مکان و بنایی برای عبادت و پرستش مانند معبد و مسجد و کلیسا
ویکی واژه
معبد، جای عبادت.
قاضی
جمله سازی با پرستشگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرستشگاه ماه و اختر، اینجاست حقیقت را کتاب و دفتر، اینجاست
💡 اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را پرستشگاه می کردی، نگاه شعله تابش را