پرتقالی

لغت نامه دهخدا

پرتقالی. [ پ ُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به کشور پرتقال. || رنگی زرد که اندکی به سرخی زند.

فرهنگ عمید

١. رنگ زرد شبیه رنگ پرتقال.
٢. (اسم، صفت نسبی ) پرتقال فروش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- منسوب بکشور پرتقال ( پرتغال ) ۲- رنگ زرد چون رنگ پرتقال ( میوه ) ۳- پرتقال فروش.

فرهنگستان زبان و ادب

{hesperidium} [زیست شناسی- علوم گیاهی] نوعی میوۀ سته با روبَر چرمی که حجره های آن را کرک های آب دار پر کرده است

دانشنامه عمومی

پرتقالی (میوه). پرتقالی ( انگلیسی: Hesperidium ) نوعی میوهٔ سته است با روبَر چرمی که حجره های آن را کرک های آب دار پر کرده است.

جمله سازی با پرتقالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیرگروه کارامل پرتقالی آلبوم رژ را منتشر کردند.

💡 علاوه بر زبان ایتالیایی، زبان انگلیسی، اسپانیایی و پرتقالی نیز از دیگر زبان‌های این خبرگزاری است. این خبرگزاری برای انعکاس اخبار ایتالیا و رخدادهای بین‌المللی، دارای ۲۲ دفتر در ایتالیا و ۷۳ دفتر در سراسر جهان است. بر اساس آمار وب گاه این خبرگزاری، آنسا روزانه ۳۷۰۰ خبر، ۱۷۰۰ عکس و ۶۰ ویدئو مخابره می‌کند.