پراگنده شدن

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ )(مص ل. ) ۱ - پخش شدن، پاشیده شدن. ۲ - متلاشی شدن. ۳ - آواره شدن. ۴ - نامنظم شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پخش شدن پرت وپلا شدن ولو شدن پاشیده شدن پاچیده شدن پریشیده شدن انتشار یافتن متفرق شدن تفرق. ۲- متلاشی شدن از خان ومان دور افتادن. ۴- دور شدن جدا شدن از بین رفتن. ۵- نامنظم شدن نامرتب شدن مشوش شدن. ۶- رواج یافتن رایج شدن. یا پراگنده شدن خبر.شایع شدن آن انتشار آن. یا پراگنده شدن نام کسی. مشهور شدن او.

ویکی واژه

پخش شدن، پاشیده شدن.
متلاشی شدن.
آواره شدن.
نامنظم شدن.

جمله سازی با پراگنده شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقطه هایی که برین لوح پراگنده شدند باز اگر جمع کنی شان همه را اصل یکیست

💡 ایشان همّه صبحدم پراگنده شدند جز خون جگر که ماند بر دامن من