پدر بزرگ
پدر بزرگ، به عنوان پدر پدر یا پدر مادر، نقش مهمی در تاریخ خانواده و نسلها دارد. او به عنوان جد و نیا، نماد پیوندی است که ما را به گذشته متصل میکند. پدر بزرگ نه تنها به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان یک نماد از حکمت، تجربه و فرهنگ خانواده به حساب میآید. او معمولاً داستانها و تجارب زندگیاش را با نسل جدید به اشتراک میگذارد و این انتقال ارزشها و دانش، باعث میشود تا فرهنگ و سنتهای خانواده حفظ شود. ارتباط با پدر بزرگ میتواند به ما کمک کند تا از دیدگاههای مختلف زندگی آگاه شویم و از تجربیات او بهرهمند گردیم. در واقع، پدر بزرگها به عنوان منابع غنی از تاریخ و آموزش برای نسلها به شمار میروند و یادآوری میکنند که خانواده چقدر میتواند در شکلگیری هویت ما تأثیرگذار باشد.
مترادفها
پدربزرگ، جد، جد بزرگ
متضادها
نوه
لغت نامه دهخدا
پدر بزرگ. [ پ ِ دَب ُ زُ ] ( اِ مرکب ) پدرِ پدر. پدر مادر. جدّ. نیا.
فرهنگ عمید
۱. پدرِ پدر.
۲. پدرِ مادر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پدر پدر جد پدری. ۲- پدر مادر جد مادری.
ویکی واژه
پدربزرگ
پدرِ پدر یا پدرِ مادر. پدربزرگ هفته پیش به خانه ما آمد.
جمله سازی با پدر بزرگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بلای گندم آمد پدر بزرگت اینجا به هوای نفس افتد دل و عقل را جلایی
💡 یعنی پدر بزرگوارش آن در همه فن بزرگ کارش
💡 پدر بزرگ من همیشه با داستانهای قدیمی و آموزنده خود، ما را دور جمع میکند تا درسهای بزرگی از زندگی بیاموزیم.
💡 در روزهای تعطیل، تمام اعضای خانواده برای ملاقات با پدر بزرگ به خانه قدیمی آنها در روستا رفتند تا زمانی را بگذرانند.
💡 او یاد گرفته بود که با احترام و ادب با پدر بزرگ خود صحبت کند و همیشه به توصیههای او گوش میداد.