فرهنگ معین
(کِ دَ ) (مص ل. ) ترک کردن، دوری کردن.
(کِ دَ ) (مص ل. ) ترک کردن، دوری کردن.
ترک کردن، دوری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زندان داشت عمری جرأت جولان غبارم را به دامن پاکشیدن داد آخر سر به صحرایش
💡 هرکه را شرع شریف آمد لقب پاکشیدن پیش او باشد ادب
💡 با این گرانیی که تو داری چو پای خم مشکل بود ز کوی مغان پاکشیدنت
💡 بنتواند کس از حد پاکشیدن نیارد گرگ سوی میش دیدن