لغت نامه دهخدا
پالاندوز. ( نف مرکب ) پالانگر. اَکاف.
پالاندوز. ( نف مرکب ) پالانگر. اَکاف.
(ص فا. ) آن که پالان می دوزد، پالان گر.
کسی که پالان اسب و الاغ می دوزد، پالان گر.
آن که پالان میدوزد، پالان گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقبره پیر پالان دوز مربوط به دوره صفوی ـ دوره معاصر است و در مشهد، جنب دور برگردان خیابان نواب صفوی، ضلع شرقی حرم امام رضا (ع) واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۳۷۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.