لغت نامه دهخدا
پاشیر.( اِ مرکب ) زیر زمین خُرد که شیر آب انبار بر دیوار آن منصوب است. گودال پای شیر آب انبار و کلیه بنای مجاور شیر. آنجای از آب انبار که آب از شیر گیرند.
پاشیر.( اِ مرکب ) زیر زمین خُرد که شیر آب انبار بر دیوار آن منصوب است. گودال پای شیر آب انبار و کلیه بنای مجاور شیر. آنجای از آب انبار که آب از شیر گیرند.
(اِمر. ) زیرزمین خرد که شیر آب انبار بر دیوار آن متصل نصب شده باشد.
پای شیر آب انبار، گودالی که زیر شیر آب انبار درست می کنند.
( اسم ) زیر زمین خرد که شیر آب انبار بر دیوار آن نصب شده است گودال پای شیر آب انبار کلی. بنای مجاور شیر آنجای از آب انبار که آب از شیر گیرند.
انجای از آب انبار که آب از شیر گیرند
زیرزمین خرد که شیر آب انبار بر دیوار آن متصل نصب شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این آبانبار، دو مکان مجزا برای بهرهبرداری زرتشتیان و مسلمانان از آب آشامیدنی در نظر شدهاست که به آن پاشیر میگویند.
💡 تزئینات این آبانبار نیز عبارت از تزئینات آجری و نیز رسم بندی بر سر در ورودی پاشیر و همچنین در بخش فوقانی دو بادگیر بنا میباشد.
💡 کار چون در بذل جان شد ز بر تیغت منحر دادن جان بیتلاش دست و پاشیرینتر است
💡 راهرویی، سردرب ورودی را به پاشیر مرتبط مینماید. پوشش راهرو، قوس هلالی داشته و به شیوهٔ آجرچینی راسته-خفته اجرا شدهاست. پلههایی برای دستیابی به محل پاشیر تعبیه شدهاند که هر پله ارتفاعی حدود ۳۵ سانتیمتر و کفپلههایی ۴۰ تا ۴۵ سانتیمتری به شیوهٔ آجرچینی خرندی دارد. قسمت پاشیر و دیوار بین مخزن و پاشیر، تخریب شدهاست.
💡 محور اصلی بنا جهت شمال شرقی- جنوب غربی دارد و دسترسی به پاشیر که کف آن ۱۰ متر پایین تر از کف گذر مجاور است از طریق یک رشته پلکان به عرض ۱.۶۰ متر و به تعداد ۳۵ پله (۱۳ پله جدید) امکانپذیر است.