وهله

فرهنگ معین

(وَ لِ ) [ ع. وهلة ] (اِ. ) ۱ - نوبت، دفعه. ۲ - اوُل هر چیز.

فرهنگ عمید

نوبت، بار، دفعه.

فرهنگ فارسی

اول امری، اول هرچیز
(اسم ) بار دفعه وهله. یا آن وهلت. آن دفعه: (( و معین الدین پروانه در آن وهلت امیر حاجب بود. ) ) یا اول وهلت. نخستین بار اول دفعه: و باید که بیهچ حال در اول وهلت بر گفته و پرداخت. خویش اعتماد نکند........
اول از هر چیزی.

ویکی واژه

وهلة
نوبت، دفعه.
اوُل هر چیز.
وهله به معاني زير مي باشد: مرحله، دفعه
مثلاً عبارات زير قابل استفاده هستند: در وهله نخست به... مي پردازيم و در وهله دوم... را در انجام مي دهيم. اين كار را در دو وهله انجام مي دهيم.

جمله سازی با وهله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موجش اول، وهله، چون طومار کرد تند باد اندیشهٔ پیکار کرد

💡 در اول وهله پا فشردیم همه گوی سبق از زمانه بردیم همه

💡 در این صورت دیگر شرک پنهانی با وی ملازمت ندارد. چرا که چیزها را جز مظهری بهر هویت حق نبیند. نه آن که آنها را همانند وهله ی پیش به عنوان حقایق موجود نگرد.

💡 در طول دوره احیا، اقتصاد یک فرایند سازگاری اقتصادی و تغییر به شرایط جدیدی از جمله دلایلی که در وهله اول باعث ایجاد رکود شده‌است را طی می‌کند. این تغییرات را همچنین می‌توان در تغییر در سیاست‌ها و مقررات جدیدی که توسط دولت‌ها و بانک‌های مرکزی در واکنش به پایان یک رکود انجام می‌شود را دید.