وزنی

لغت نامه دهخدا

وزنی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به وزن. گران و سنگین و ثقیل. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح فقه ) در مقابل مثلی. چیزهائی که معمولا با کشیدن و وزن خرید و فروش میشوند.

فرهنگ فارسی

منسوب به وزن گران و سنگین و ثقیل

فرهنگستان زبان و ادب

{metric , metrical} [موسیقی] مربوط به وزن

جمله سازی با وزنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوزنی القاب دارم لیک بوبکرم به نام خوب نامستم گنه کردم پناه آورده‌ام

💡 ز عشق هرکه به دل داغ روشنی دارد ازین خرابه به فردوس روزنی دارد

💡 بلک آن چنان شده ز ضعیفی که بگذرد در چشم سوزنی به مثل جسم لاغرش

💡 چو شمع، مد حیاتم بود ز رشته اشک به دیده هر مژه بی اشک سوزنی است مرا

💡 چو سوزنی پس او گوش عرزدن گیرد بخواب خرگوش اندر شود بعادت و خو

💡 نشسته ام ز پس روزنی که از سرما چو یخ فسرده و از غم چو دیگ می جوشم

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز