وزن کردن

لغت نامه دهخدا

وزن کردن. [ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سنگینی چیزی را اندازه گرفتن. سنجیدن. ( فرهنگ فارسی معین ): سید گفت... تو را اینجا چندان مقام باشد که این زر را وزن و نقد بکنند. ( فرهنگ فارسی معین از سلجوقنامه ظهیری چ خاور ص 43 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سنگینی چیزی را اندازه گرفتن سنجیدن سید گفت... ترا اینجا چندان مقام باشد که این زر را ورن و نقد بکنند.

ویکی واژه

pesare

جمله سازی با وزن کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کف از بهر وزن کردن آن از قوانین منطقش میزان

💡 و ثوری گفت: اگر عقل شافعی را وزن کردندی با عقل یک نیمه خلق عقل او را جح آمدی.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز