وره. [ وَ رَه ْ ] ( ع مص ) گول گردیدن و نااستادی کردن در کار. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). احمق گردیدن. ( اقرب الموارد ). || بسیار وزیدن باد. || بسیارپیه گردیدن زن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || ( اِمص )حماقت و گولی و نااستادی و کودنی. ( ناظم الاطباء ).
وره. [ وَرْه ْ ] ( ع مص ) بسیارپیه گردیدن زن. ( منتهی الارب ).
زن خوار و حقیر بر سوی ران
وره ( به لاتین: Wyry ) یک روستا در لهستان است که در گمینا وره واقع شده است. وره ۶٬۴۰۰ نفر جمعیت دارد.
وره (رود). وره ( گرجی: ვერე ) رودخانه ای در شرق گرجستان است که از دامنه های شرقی رشته کوه تریالتی، در نزدیکی کوه دیدگوری سرچشمه می گیرد و به عنوان شاخه سمت راست آن در تفلیس، پایتخت گرجستان، به رود کورا می ریزد.
وره (vare)
بره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آتش است درونم چو کوره ی حداد چگونه بر سر آتش کند قرار دلم
💡 بوره بنشین برم سالان و ماهان که تا سیرت بوینم نازنینم
💡 دعا برسن دوستِ کلاله موره دل با ته نزدیکه، چیره ته جه دوره
💡 از پی صنع زرگری کورهٔ گرم به بود کورهٔ سرد شد فلک، زین همه صنع زرگری
💡 ور ز سرما آبدان قارورۀ شامی شدست باز بگدازد همی قاروره را قاروره گر