لغت نامه دهخدا
وتری. [ وَ را ] ( ع ق ) جداگانه و فرداً فرداً. ( ناظم الاطباء ).
وتری. [ وَ را ] ( ع ق ) جداگانه و فرداً فرداً. ( ناظم الاطباء ).
جدا گانه و فردا فرد
وتری ( به فرانسوی: Vatry ) یک کامین در فرانسه است که در Canton of Écury - sur - Coole واقع شده است.
وتری ۸٫۳۹ کیلومترمربع مساحت و ۱۰۲ نفر جمعیت دارد و ۱۲۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 کسی که مینهد از حد خود قدم بیرون کبوتری است که میآید از حرم بیرون
💡 آریان چیوترین (به روسی: Арыйан Иннокентьевич؛ زادهٔ ۲۳ نوامبر ۱۹۹۴) یک کشتیگیر آزادکار اهل کشور بلاروس است.
💡 دعوی مکن که برترم از دیگران به علم چون کبر کردی از همه دونان فروتری
💡 پران شود ز زیر کله زاغ زلف تو تا بر پرد ز بر دل من چون کبوتری
💡 پری رخا! دل «ترکی» به پیش غمزهٔ تو کبوتری ست که در چنگ شاهباز آید
💡 تا پرّ عقاب بر خدنگ تو بود دشمن چو کبوتری به چنگ تو بود