هوشیار به معنای آگاه، بیدار و دارای هوش و ذکاوت است. این واژه به فردی اطلاق میشود که درک و آگاهی بالایی از محیط خود دارد و میتواند به خوبی به موقعیتها و شرایط مختلف واکنش نشان دهد.
کاربردهای مختلف:
شخصیت: فردی که هوشیار است، معمولاً توانایی تجزیه و تحلیل مسائل را دارد و میتواند به سرعت تصمیمگیری کند. این ویژگی در موقعیتهای مختلف، از جمله در کار، تحصیل و زندگی روزمره، بسیار ارزشمند است.
سلامت: در برخی موارد، این واژه به معنای بیدار بودن و عدم خواب نیز به کار میرود. به عنوان مثال، او در حال حاضر هوشیار است و خوابش نبرده است.
آگاهی اجتماعی: فردی که از مسائل اجتماعی و فرهنگی آگاه است و میتواند به خوبی درک کند که چه اتفاقاتی در جامعه در حال وقوع است، نیز میتواند به عنوان یک فرد هوشیار توصیف شود.
هوشیار. [ هوش ْ ] ( ص مرکب ) عاقل. فطن. بخرد. باهوش.خردمند. هشیار. ذکی. صاحب عقل. هوشمند:
چنین گفت با رخش کای هوشیار
مکن سستی اندر گه کارزار.فردوسی.ز فضل صاحب عباد و جود حاتم طی
مثل زنند حکیمان هوشیار قدیم.سوزنی.زنده کدام است بر هوشیار
آنکه بمیرد به سر کوی یار.سعدی. || حساس. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آنکه مست نیست. مقابل مست. هشیار. || آنکه مغمی علیه نباشد:
من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست
که چشم باده پیمایش صلا بر هوشیاران زد.حافظ.- هوشیار شدن؛ افاقه.به هوش آمدن. از حالت مستی یا غشوه بیرون شدن.
[ په. ] (ص. ) باهوش، خردمند.
باهوش، هوشمند، زرنگ.
هشیار، باهوش، هوشمند، زرنگ، آگاهی، بیداری
( صفت ) ۱- کسی که دارای هوش است باهوش: ستوده نباشد سر باد سار برین داستان زد یکی هوشیار. ( شا ) ۲ - عاقل بخرد. ۳ - آگاه بیدار. ۴ - زیرک.
اسم: هوشیار (پسر) (فارسی، پهلوی) (تلفظ: hušyār) (فارسی: هوشيار) (انگلیسی: hushyar)
معنی: باهوش، عاقل، آگاه، زیرک، هوشمند، زرنگ، خردمند، ( پهلوی ) ( = هوشیار، هشیوار )، کسی که دارای هوش است، بخرد، بیدار، ( اَعلام ) شهرت محمّدباقر هوشیار [، شمسی] روان شناس ایرانی، از پشگامان روان شناسی تربیتی و بنیانگذار نخستین آزمایشگاه روان شناسی در ایران، هشیوار ) کسی که دارای هوش است، دارای هوش
💡 بی دولت بلند و دل هوشیار کس پیروز روز و شاد دل و شاد خوار نیست
💡 مست شو، ای هوشیار، لیک نه زین باده خور از قدح مصطفی باده احسان طلب
💡 آدریشتا، که در لغت به معنای نادیده است، در بافت میمامسا به نتیجه نامرئی مراسمی (قرائت سرودهای ودائی، مانترا، قربانی) اشاره دارد که به شخص تعلق میگیرد؛ و درک آن مستلزم هوشیاری است.
💡 او نظریه عینی و ماشینی یادگیری را تدوین کرد که بر رفتار آشکار تأکید میورزید. او بر این باور بود که روانشناسی باید رفتار را مطالعه کند نه عناصر ذهنی یا تجربه هوشیار را در هر شکل که باشد.