ویکی واژه
هنگامیکه
مربوط به هنگام، زمانیکه، دورانیکه، وقتیکه.
هنگامیکه
مربوط به هنگام، زمانیکه، دورانیکه، وقتیکه.
💡 هنگامی که ام علقمه خارجیه را اسیر کردند، بنزد حجاجش آوردند. پیش از آن بین او و حجاج جنگ هائی شدید رخ داده بود.
💡 هنگامی که طلاقش بگفت و زن با دیگری تزویج کرد، گفتندش عیب او اکنون گوی. گفت: اکنون او زن دیگری است، ما را با یکدیگر کاری نیست.
💡 هنگامی که شهوت به ایشان عارض شود، معصیت را پیش اندازند و توبه را پس. اگر محنتی پیششان آید، از شرایط دین پافرا نهند. عبرتهای زمانه را وصف گویند اما عبرت نگیرند.
💡 گفته اند حجاج روزی بتفرج خارج شد. هنگامی که تفرج بپایان رسید و یارانش را بازگرداند، پیری از قبیله ی بنی عجل پیش آمد.
💡 با اوبراه افتاد. صاحب خانه اما به نان و نمک چیزی نیفزود. هنگامی که آن دو مشغول خوردن بودند مسکینی بر در خانه بایستاد.
💡 در این مورد گفته است: هنگامی که به سرزمین روم رسیدم، شنیدم بدانجا شیفته ای است. بنزدش شتافتم و شناختمش. چرا که هنگام دانش آموختن، بتبریز، وی را دیده بودم.