هنگامه کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) آشوب برپا کردن، سر و صدا کردن، سر و صدا راه انداختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- غوغاکردن ۲ ٠ - فتنه و آشوب بر پا کردن ٠
ویکی واژه
آشوب برپا کردن، سر و صدا کردن، سر و صدا راه انداختن.
جمله سازی با هنگامه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بتان در گرد او هنگامه کردند ز جان صد جام خون بر جامه کردند