هنباز

لغت نامه دهخدا

هنباز. [ هَم ْ ] ( ص ) انباز. شریک. || نظیر. ( برهان ). رجوع به انباز و همباز شود.

فرهنگ معین

(هَ ) (ص. ) انباز، شریک.

فرهنگ عمید

= همباز

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- شریک:... و آخر البتگین بخاری و خمار تاش شرابی... را.. بگرفتند با چند تن از هنبازان خونیان... ۲- رفیق. ۳- همتامثل. ۴- دو یا چند تن که کاری را انجام دهند همکار: گفته اند که دیگ به هنبازان بسیار بجوش نیاید.

ویکی واژه

انباز، شریک.

جمله سازی با هنباز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خمش باش و فنای بحر حق شو به هنبازی خدایی مصلحت نیست

💡 خیز سبک رطل گران را بیار تا ببرم شرم ز هنباز نو

💡 بار دیگر یار ما هنباز کرد اندک اندک خوی از ما بازکرد

💡 مسلمانان شما این شور بینید که مثلش نیست هنباز این چه شیوه‌ست

💡 جان دید ز جانان ازل دمسازی می‌خواهد کز من ببرد هنبازی

رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز