همیشگی نام یک سرده از خانواده گل نازیان است که شامل حدود ۴۰ گونه گیاه گلدار میباشد و معمولاً به عنوان گیاه ابرون کبیر شناخته میشود. نامهای رایج دیگر این گیاه شامل همیشه زنده و مرغ و جوجه است که با گیاهان سایر جنسها نیز مشترک است. این گیاهان چند ساله و آبدار هستند که از برگهای دستهای به شکل رزت تشکیل میشوند. در شرایط مناسب، آنها به سرعت از طریق پاگیاهها گسترش مییابند و برخی از گونهها به عنوان پوشش زمین در مکانهای خشک و آفتابی ارزشمند هستند. این گیاه از مراکش تا ایران پراکنده است و در مسیر خود از کوههای ایبریا، آلپ، کارپات، بالکان، ترکیه، کوههای ارمنستان، نواحی شمال شرقی صحرای بزرگ آفریقا و قفقاز عبور میکند. قابلیت ذخیره آب در برگهای ضخیم این گیاه به آن اجازه میدهد تا در صخرههای آفتابی و مکانهای سنگلاخی در دامنه و قله کوهها زندگی کند. بیشتر این گیاهان تا منطقه ۴ ایالات متحده مقاوم هستند و میتوانند آب و هوای گرم را تا حدود منطقه ۹ تحمل کنند.

همیشگی
لغت نامه دهخدا
به سرای سپنج مهمان را
دل نهادن همیشگی نه رواست.رودکی. || ( ص نسبی ) دائمی. جاودان:
بقاش باد و دولت همیشگی
رسیده در حسود او بلای او.منوچهری.رجوع به همیشه شود.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص نسب. ) ۱ - منسوب به همیشه، دایمی. ۲ - (ق. ) همیشه، همواره.
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی

جملاتی از کلمه همیشگی
نازد بتاج دولت ده روزه شاه اگر تاجیست گاهگاهی، ماهم همیشگی
با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگی ای وای اگر حیات تو بودی همیشگی
بسرای سپنج مهمان را دل نهادن همیشگی نه رواست