هم سرایی
مترادفها
شعر گفتن، سرودن شعر
فرهنگستان زبان و ادب
{chorus} [موسیقی] قطعه ای برای گروه هم سُرایان که اغلب پویه ای از یک اثر بزرگ است
ویکی واژه
قطعهای برای گروه همسُرایان که اغلب پویهای از یک اثر بزرگ است.
جمله سازی با هم سرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با دوش همنشینی و با گوش هم سخن با سینه هم سرایی و با ساق همسری
💡 در مراسمهای سنتی و جشنهای محلی، هم سرایی میان جوانان باعث ایجاد جوی بسیار شاد و تقویت پیوندهای عاطفی و فرهنگی میان اعضای جامعه میشود.
💡 هنر هم سرایی در گروههای موسیقی فولکلور، نیازمند هماهنگی بسیار بالا در صدا و ریتم است تا بتوانند هارمونی زیبایی را برای شنوندگان خلق کنند.
💡 وقتی گروه کُر در سالن کنسرت شروع به هم سرایی کردند، لرزهای از هیجان و لذت بر تن تمام تماشاگران حاضر در آن مراسم نشست.