فرهنگ فارسی
هفت بودن: ((... آنگاه صورت افلاک اندرمرتبت هفتی است از آنست که افلاک هفت است... ) )
هفت بودن: ((... آنگاه صورت افلاک اندرمرتبت هفتی است از آنست که افلاک هفت است... ) )
[حمل ونقل هوایی] ← زاویۀ هفتی
💡 گرفتم آنکه، نهفتی ز خلق خون مرا خدنگ غمزه خونریزت از کمین پیداست
💡 دل و جان هر دو بمردند ز رنجوری و ما داروی درد نهفتیم ز بیماری چند
💡 خونین جگری بی تو نهفتیم ولیکن از گریه، نگه داشتن راز نیامد
💡 از بس بزبان آمد و از دوست نهفتیم شد جوهر آیینه، سخن لوح زبان را
💡 ای آنکه نتیجه چهار و هفتی وز هفت و چهار دایم اندر تفتی
💡 دادی ز لطف خوی مرا با وصال خویش وانگه نهفتی از نظر من جمال خویش