هرزه مرس

لغت نامه دهخدا

هرزه مرس. [ هََ زَ / زِ م َ رَ ] ( ص مرکب ) سگ هرزه گرد که بیهوده گردش میکند. ( ناظم الاطباء ). سگ ولگرد و قلاده بریده. در این ترکیب مرس ریسمانی است که به گردن اندازند:
آرزو چند به هر سوی کشاند ما را
این سگ هرزه مرس چند دواند ما را.صائب.

فرهنگ معین

( ~. مَ رَ ) (ص مر. ) سگ ولگرد.

فرهنگ عمید

سگ بی قلاده که هرجا می خواهد برود، سگ ولگرد.

ویکی واژه

سگ ولگرد.

جمله سازی با هرزه مرس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داد هرکس که عنان دل خود را به هوس دربدر همچو سگ هرزه مرس می گردد

💡 نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذار سرکش افتاد چو توسن به دویدن مگذار

💡 دنیاطلبان را نشود نفس دنی سیر نشنیده قناعت، سگ این هرزه مرس‌ها

💡 بیش ازین پیروی حرص و هوس نتوان کرد همعنانی به سگ هرزه مرس نتوان کرد

💡 به دام خلق مقید شدن گل هوس است شکارهرزه مرس همچو موج خار و خس است

💡 نکند ساحل اگر موج ترا هرزه مرس سیر در خویش چو گرداب توانی کردن

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز