واژه «هتم» در اصل یک مصدر عربی است که به معنای شکستن دندان، بهویژه دندان پیشین، از بن و ریشه بهکار میرود و در متون لغوی کاربرد دارد. این کلمه در معنای اصلی خود به عمل افکندن یا شکستن دندان کسی اشاره دارد که معمولاً با آسیب مستقیم همراه است. در برخی کاربردها، «هتم» بهطور خاص به شکستن دندانهای جلویی یا پیشین گفته میشود که اهمیت بیشتری در ظاهر و گفتار دارند. همچنین این واژه میتواند به حالت شکسته شدن دندان نیز دلالت کند، یعنی زمانی که دندان از ریشه یا اطراف دچار شکستگی میشود. در متون قدیمی، از آن برای توصیف فردی که دندان پیشین خود را از دست داده نیز استفاده شده است.
علاوه بر معنای لغوی، «هتم» در علم عروض نیز بهعنوان یک اصطلاح تخصصی بهکار میرود. در عروض، هتم نوعی زحاف است که از اجتماع دو تغییر به نامهای حذف و قصر در رکن «مفاعیلن» پدید میآید. در این حالت، بخشی از ساختار وزنی حذف شده و شکل آن تغییر میکند و به صورت «فعول» در میآید. به همین دلیل، این تغییر را به شکستن دندان پیشین تشبیه کردهاند، زیرا در هر دو حالت نوعی نقص یا حذف رخ میدهد.
هتم. [ هََ ] ( ع مص ) شکستن دندان کسی را از بن: هتم فاه هتماً؛ شکست دندان او را از بن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). دندان شکستن. ( المصادر ). || شکستن دندان پیشین کسی را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). افکندن دندان پیشین کسی را. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ) ( تاج العروس ). دندان پیشین شکستن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || ( در اصطلاح عروض ) اجتماع حذف و قصر است در مفاعیلن، یعنی یک سبب آن را بیندازند و دیگر سبب را قصر کنند، مفاع بماند به سکون عین، فعول به جای آن بنهند به سکون لام. و فعول چون از مفاعیلن منشعب باشد آن را اهتم خوانند، یعنی دندان پیشین شکسته و چون بدین زحاف، هر دو سبب این جزو به خلل شود، آن را به دندان پیشین شکستن تعریف کرده اند. ( از المعجم فی معاییر اشعار العجم چ مدرس رضوی ص 37 ).
هتم. [ هََ ت َ ]( ع مص ) شکسته شدن دندان پیشین از بن: هتم الرجل هتما؛ شکسته شد دندانهای پیشین آن مرد از ریشه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ) ( معجم متن اللغة ). || شکسته شدن اطراف دندان.( تاج العروس ) ( معجم متن اللغة ). کان اهتم الثنایا.
هتم. [ هَُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَهتَم و هَتماء. ( اقرب الموارد ). رجوع به اَهتَم و هَتماء شود.
(هَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - شکستن دندان کسی را از بن. ۲ - افکندن دندان. ۳ - افکندن دندان پیشین کسی را. ۴ - در علم عروض اجتماع حذف و قصر است در «مفاعلین » یعنی یک سبب آن را بیندازند و دیگر سبب را قصر کنند «مفاع » بماند به سکون عین، «فعول » به جای آن بنهن
۱-(مصدر ) شکستن دندان کسی راازبن ۲ ٠- افکندن دندان ۳ ٠- افکندن دندان پیشین کسی را۴ ٠- اجتماع حذف وقصراست در مفاعیلن یعنی یک سبب آنرا بیندازند ودیگر سبب راقصرکنند مفاع بماند بسکون عین فعول بجای آن بنهند بسکون لام وفعول چون ازمفاعیلن منشعب باشد آنرا هتم خوانند یعنی دندان پیشین شکسته وچون بدین زحاف هردوسبب این جزوبخلل شود آنرا بدندان پیشین شکستن تعریف کردهاند
وهتمائ
هَتم
(در لغت به معنای شکستن دندان پیشین) اصطلاحی در عروض. از زحاف های عروضی، و آن اجتماع دو زحاف قصر و حذف در «مفاعلین» است که با حذف «یلن» از آن، به جای «مفاع» باقی مانده، «فعول» گذارند. رکن تحت زحاف هتم را اَهْتَم گویند.
شکستن دندان کسی را از بن.
افکندن دندان.
افکندن دندان پیشین کسی را.
در علم عروض اجتماع حذف و قصر است در «مفاعلین» یعنی یک سبب آن را بیندازند و دیگر سبب را قصر کنند «مفاع» بماند به سکون عین، «فعول» به جای آن بنهند به سکون لام و «فعول» چون از «مفاعیلن» منشعب باشد آن را هتم خوانند یعنی دندان پیشین شکسته و چون بدین زحاف، هر دو سبب این جزو بخلل شود، آن را به دندان پیشین شکستن تعریف کردهاند.