فرهنگ معین
(زَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - گزیدن. ۲ - کنایه از: زخم زبان زدن، طعنه زدن.
(زَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - گزیدن. ۲ - کنایه از: زخم زبان زدن، طعنه زدن.
( مصدر ) ۱ - نیش خود را وارد کردن: ( مار او را نیش زد. ) ) ۲ - کنای. توهین آمیز گفتن زخم زبان زدن: (( حاجی همه چیز را میتوانست تحمل کند مگر زخم زبان و نیشهایی که زنش باز میزد ) )
pungere
stuzzicare
گزیدن.
کنایه از: زخم زبان زدن، طعنه زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک جز از هند دگر یافت محل زانکه همه نیش زدن داشت عمل