لغت نامه دهخدا
نیامد. [ ن َ م َ ] ( مص مرخم، اِمص ) ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال. ( یادداشت مؤلف ): فلان کار آمد نیامد دارد. این علامت نیامد کار است. سرکه انداختن آمد نیامد دارد. ( یادداشت مؤلف ).
نیامد. [ ن َ م َ ] ( مص مرخم، اِمص ) ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال. ( یادداشت مؤلف ): فلان کار آمد نیامد دارد. این علامت نیامد کار است. سرکه انداختن آمد نیامد دارد. ( یادداشت مؤلف ).
ادبار. مقابل آمد به معنی اقبال.
{misrun} [مهندسی مواد و متالورژی] عیبی که می تواند شامل بسیاری از ریختگی های نامطلوبی شود که براثر قطع جریان مذاب ریخته شده در قالب به علت سرد شدن زودهنگام مذاب پدید می آید و سبب پرنشدگی قطعۀ ریختگی در سطوح فوقانی یا قسمت های دور از راهباره ها (ingate ) می شو...
عیبی که میتواند شامل بسیاری از ریختگیهای نامطلوبی شود که براثر قطع جریان مذاب ریختهشده در قالب بهعلت سرد شدن زودهنگام مذاب پدید میآید و سبب پرنشدگی قطعۀ ریختگی در سطوح فوقانی یا قسمتهای دور از راهبارهها (ingate) میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این هر دو گرد بالش مشکین دیده را شبهاست تا بکار نیامد ز بهر خواب
💡 باد هوا زلطف تو در خاک ره فتاد بر خیره آتشش بر سر اندر نیامدست
💡 بسی عجب نبود گر قرار هست و شکیب که از دیار حبیبت نیامده است پیامی
💡 ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را امتحان واجب نیامد سفتن الماس را
💡 بهم نیامدن چشم او بخواست چنین چو عین اسم عیانست بر اولوالابصار
💡 درچیده دامنست چو غنچه ز خلق از آنک بیرون ز غنچه چون گل صد پر نیامدست