نگرفته

لغت نامه دهخدا

نگرفته. [ ن َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ / ن َ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل گرفته. || دستگیرناشده. به چنگ نیفتاده. به دام نیفتاده. آزاد. رها.

فرهنگ فارسی

مقابل گرفته. یا دستگیر نا شده.به چنگ نیفتاده. به دام نیفتاده. آزاد. رها.

جمله سازی با نگرفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خامه تکلیف از بیگانه برنگرفته عشق شانه محراب است در زلفت دل دیوانه را

💡 از ازل بی وحشتی نبود دل ما را قرار طفل ما نگرفته جز در دامن صحرا قرار

💡 کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی

💡 با دل روشن زمین و آسمان غمخانه ای است صورتی دارد جهان تا دل جلا نگرفته است

💡 آه را در سینه سوزان من آرام نیست دود از آتش این چنین صائب هوا نگرفته است

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز