لغت نامه دهخدا
نوغان. [ ن َ / نُو ] ( اِ ) بزر. تخم نوغان. ( یادداشت مؤلف ). || پیله. ( یادداشت مؤلف ). || قسمی پیشتاب. ( یادداشت مؤلف ).قسمی اسلحه کمری. رجوع به پیشتاب و پیستوله شود.
نوغان. [ ن َ / نُو ] ( اِ ) بزر. تخم نوغان. ( یادداشت مؤلف ). || پیله. ( یادداشت مؤلف ). || قسمی پیشتاب. ( یادداشت مؤلف ).قسمی اسلحه کمری. رجوع به پیشتاب و پیستوله شود.
(نُ ) (اِ. ) تخم کرم ابریشم یا خود کرم.
۱. کرم ابریشم.
۲. پیلۀ کرم ابریشم.
یکی از دو قصبه طوس بوده است و قصبه دیگر آن طابران است.
تخم کرم ابریشم
(اسم ) کرم ابریشم. یا ادار. نوغان. اداره ای که امور مربوط به تربیت کرم ابریشم و پیله را بعهده دارد.
نوغان (بوئین میاندشت). نوغان روستایی در شهرستان بوئین و میاندشت استان اصفهان ایران است. این روستا مرکز بخش کرچمبو است. مردم آن به زبان ترکی سخن می گویند.
تخم کرم ابریشم یا خود کرم.
💡 سید ابراهیم رئیسالساداتی در ۲۳ آذر ۱۳۳۹ در محله نوغان شهر مشهد به دنیا آمد. پس از مرگ او، مادرش و نیز یک برادر و یک خواهرش در رسانهها حضور یافتند. به گفته رئیس ستاد انتخابات رئیسی در سیستان و بلوچستان، پدر رئیسی اهل دشتک زابل از منطقه سیستان بود. وی در پنج سالگی پدر خود را از دست داد. به گفتهٔ وبگاهش، نسبت رئیسی از پدر و مادر به زید بن علی میرسید.
💡 این آرامگاه در مرکز شهر مشهد، ۹۲۴ کیلومتری شرق تهران قرار دارد. دور تا دور حرم یک میدان است که از آن به تمام نقاط شهر مشهد منشعب شدهاست. این مجموعه از شمال با نوغان و از جنوب با خیابان امام رضا و میدان بیتالمقدس و از جنوب غربی به خیابان نواب صفوی از شمال با شرقی خیابان آیتالله شیرازی همسایه است.
💡 آن رودباران نزه از قلهک و طجرشت به نوغان درو شاهانه ده مایان و کنک و ترغبد