نوشی

لغت نامه دهخدا

نوشی. ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش حومه شهرستان نائین. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ص 199 شود.

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از بخش حوم. شهرستان نائین.

جمله سازی با نوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هی چه کوشی با عزیزان و مرا بینی ذلیل می چه نوشی با بزرگان و مرا دانی حقیر

💡 گر دهن می داشتم چون طوطیان در عاشقی زان لب شیرین سخن من هم شکر نوشیدمی

💡 نوشیدن روزانه آب انار می‌تواند با پایین آوردن فشار خون و کاهش میزان هورمون استرس، تنش‌ها و استرس‌های کارمندان را در محل کار کمتر کند.

💡 آتشکده نوشیجان در حدود ۲۰ کیلومتری شمال غرب ملایر، در منطقه‌ای به نام شوشاب در بالای تپه‌ای طبیعی به ارتفاع حدود ۳۷ متر قرار گرفته‌است.

💡 بوسه‌ای را زان لب چون لعل نوشینت به جان چاکر مسکین خریدارست گویی نیست هست

💡 منم کز بادهٔ عشرت خروشیدن نمی‌دانم به دست من مده این می که نوشیدن نمی‌دانم

ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز