نواگر. [ ن َ گ َ ] ( ص مرکب ) سازنده و گوینده. ( جهانگیری ) ( رشیدی ). خواننده و سازنده. ( انجمن آرا ) ( برهان قاطع ). نوازنده. ( یادداشت مؤلف ). مطرب و سازنده و مغنی و خواننده. ( ناظم الاطباء ):
به باغ اندر ندیدند ایچ جانْور
مگر بر شاخ مرغان نواگر.فخرالدین اسعد.نشسته گرد رامینش برابر
به پیش رام کوسان نواگر.فخرالدین اسعد.|| آنکه نامه و کتابی را از آغاز تا انجام از حفظ دارد( ؟ ). ( ناظم الاطباء ). || آنکه کاری را بتمامه انجام می دهد( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).
(نَ گَ ) (ص شغل. ) ۱ - مطرب، آواز - خوان، خواننده. ۲ - ناله کننده، نالان.
۱. نوازنده، ساززن.
۲. خواننده.
نوازنده، ساززن، خواننده
( صفت ) ۱- مغنی مطرب ساززن: یامرغ نواگر.مرغ خواننده: کرته فستقی بدرد چرخ تا بمرغ نواگر اندازد. ( خاقانی.سج.۲ ) ۱۲۲- ناله کننده نالان.
مطرب، آواز - خوان، خواننده.
ناله کننده، نالان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در او لاله ها ساقیان قدح ده دراو بلبلان مطربان نواگر
💡 ای ز ساز زنجیرم در جنون نواگر کن بند گر بدین ذوق ست پاره ای گرانتر کن
💡 چون بت رود ساز من چنگ به ساز در زند من بفغان نواگری یاد دهم رباب را
💡 در بزم ملک زهره نواگر زیبد خورشید شراب و ماه ساغر زیبد
💡 نواگر یکی پاسبان دید مست سرافکنده در پیش و چوبک به دست
💡 نواگر کاسهٔ طنبور حالی به غایت کاسهای پر لیک خالی