نوابغ
مترادفها
نخبگان، تیزهوشان، دانشمندان
متضادها
نادانها، احمقها
لغت نامه دهخدا
نوابغ. [ ن َ ب ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ نابغة. رجوع به نابغة شود.
فرهنگ معین
(نَ بِ ) [ ع. ] (ص. ) جِ نابغه.
فرهنگ عمید
= نابغه
فرهنگ فارسی
جمع نابغه
( صفت ) جمع: نابغه.
ویکی واژه
جِ نابغه.
جمله سازی با نوابغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای اتابک مهد تولد نوابغ زیادی است، با وجود جمعیت کم روستا افراد بسیاری پزشک، مهندس و نظامی دارد
💡 او را یکی از بزرگترین مفسّرانِ سنتِ تکنوازی آلمانی در قرن بیستم و همچنین یکی از نوابغ نوازندگی پیانو در دوران معاصر میدانند.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به مدرسه نوابغ و هارت آو دیکسی اشاره کرد.
💡 با نظم تو گفتهٔ نوابغ با شعر تو چامه ی اخاطل