فرهنگ معین
(نَ. کَ دَ ) (مص ل. ) دستگیری کردن، کمک کردن.
(نَ. کَ دَ ) (مص ل. ) دستگیری کردن، کمک کردن.
دستگیری کردن، کمک کردن.
💡 ز بس فسردگی باغ می کنم فریاد که بلبلی به هوا آید از نوا کردن
💡 باز آغاز آن نوا کردند ورد تسبیح خود ادا کردند
💡 قلت مال و منال و کثرت اهل و عیال قرض دارو بینوا کردند ناگاهان مرا
💡 نواسازان نوا کردند آهنگ سخن در پرده قانون گفت با چنگ
💡 مخالفان ز ره راست چشم پوشیدند چو نی دل حرم او پر از نوا کردند