فرهنگ معین
(نُ. حَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) پنج حواس ظاهر و چهار حواس باطن (به استثنای حس مشترک. )
(نُ. حَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) پنج حواس ظاهر و چهار حواس باطن (به استثنای حس مشترک. )
پنج حواس ظاهر و چهار حواس باطن ( باستثنای حس مشترک ) ظ: (( وز نه حواس برون شو بکوی هشت صفات که هست حاصل این هشت باغ بقا. ) ) ( خاقانی. سج. ۱۳ )
پنج حواس ظاهر و چهار حواس باطن (به استثنای حس مشترک.)
💡 دل را نه ز آدم و نه حواست نسب جان را نه زمین نه آسمان است طلب
💡 نه قوی است مجمع طاقتت نه حواس رابطه جرأتت به کف تو وهم ازین چمن گل چیده داری و دستهای