نفوذ ۱
مترادفها
رسوخ، ورود
ویکی واژه
حرکت یک نیروی نظامی بهصورت منفرد یا در گروههای کوچک در اطراف مواضع دشمن بدون اینکه دیده شوند.
جمله سازی با نفوذ ۱
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیستم هدایت این موشک در برابر اقدامات الکترونیکی مقاوم است و قابلیت عملیات در همهٔ شرایط آبوهوایی و روز و شب را داراست. این موشک با کلاهک دومرحلهای قابلیت نفوذ ۱۰۰۰–۱۲۰۰ میلیمتر پشت سر زره واکنشگر را داراست. همراه موشک کورنت سهپایه پرتاب ۹پی۱۶۳–۱ و دوربین حرارتی ۱پیان۷۹ نیز میباشد.
💡 از سال ۲۰۱۷، ارمنستان در کل ۳٫۵ میلیون مشترک و نرخ نفوذ ۱۲۰ درصد دارد.