فرهنگ معین
(نَ دَ یا نِ دِ ) (اِمف. ) ۱ - نفرین کرده، لعن شده. ۲ - ناپسند دانسته، مذموم.
(نَ دَ یا نِ دِ ) (اِمف. ) ۱ - نفرین کرده، لعن شده. ۲ - ناپسند دانسته، مذموم.
نفرین شده، لعن شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آنچ میگوئی که سگ بخسّتِ طبع منسوبست، بدانک مردمِ دانا همیشه بچراغِ عقل عیبِ خویش جوید تا اگر عادتی نکوهیده و صفتی نفریده در نفسِ خود باز یابد، آنرا بجهد و تکلّف دور کند، چنانک آن دزد دانا کرد. خرگوش پرسید: چون بود آن داستان ؟
💡 «وَ حَفِظْناها مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ رَجِیمٍ (۱۷)» و نگه داشتیم آن را از هر دیوی نفریدهای.
💡 قالَ فَاخْرُجْ مِنْها اللَّه گفت: بیرون شو از آسمان، فَإِنَّکَ رَجِیمٌ (۷۷) که تو نفریدهای و رانده.
💡 قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ (۴) نفریده و کشته باد خداوندان آن کنده.
💡 قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ موضع قسم است میگوید: نفریده و کشته باد اصحاب اخدود که مؤمنان را میرنجانیدند و بعذاب آتش ایشان را تعذیب همیکردند.