لغت نامه دهخدا
( نفثة ) نفثة. [ ن َ ث َ ] ( ع اِ ) یکی نفث است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نفث شود. || دمیدگی. || دمیدگی افسونگر و دم دهنده. ( ناظم الاطباء ). || انداخته شده. ( یادداشت مؤلف ). || کلام. ( یادداشت مؤلف ).
( نفثة ) نفثة. [ ن َ ث َ ] ( ع اِ ) یکی نفث است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نفث شود. || دمیدگی. || دمیدگی افسونگر و دم دهنده. ( ناظم الاطباء ). || انداخته شده. ( یادداشت مؤلف ). || کلام. ( یادداشت مؤلف ).
(نَ ثَ یا ثِ ) [ ع. نفثة ] (مص ل. ) فوت کردن، یک بار دمیدن.
۱. یک بار دمیدن.
۲. یک بار آب دهان انداختن.
۱ - ( مصدر ) یک بار دمیدن فوت کردن. ۲ - شعر جمع: نفثات.
نفثة
فوت کردن، یک بار دمیدن.
💡 در جنابت نفثه المصدور خواهم عرضه داشت از ره چاکر نوازی گوش سوی بنده دار
💡 نفثه المصدور خواهم عرضه کردن پیش تو گرچه داند رای صاحب حال من بی اشتباه