لغت نامه دهخدا
نصارا. [ ن َ ] ( ع ص، اِ ) نصاری ̍. رجوع به نَصاری ̍ شود.
نصارا. [ ن َ ] ( ع ص، اِ ) نصاری ̍. رجوع به نَصاری ̍ شود.
= نصرانی
(اسم ) رسم الخط فارسی برای [ نصاری ].
در دوره ترویج اسلام، به فرد مسیحی اطلاق شده اما گاهی کشور یا سرزمین مسیحینشین هم اطلاق میگشتهاست. نصارا ممکن است به دو بخش نص - آرا قابل تجزیه باشد، مفهوم کلی به معنی حدود و مرز کشور مسیحیان است که ظاهرا نزد صاحبان اصلاح مردم نحسی شناخته میشدند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عار یهود و ننگ نصاراست دینشان اسلام را به مغلطه بدنام میکنند
💡 در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ ارتش یمن و انصارالله یک فروند از این هواپیما را سرنگون کردند.
💡 از مسلمین ناصبی این اهتمام رفت بر نفی وی نخاست نصارا و نه یهود
💡 بختیشوع یکی از نصارای بغداد بود. طبیبی حاذق و مشفقی صادق بود و مرتب به خدمت مأمون.
💡 رزم و رفع و نفی و نهب و بست و قتل شاه دین را نه یهود آراست لشکر نه نصارا ازدحامی
💡 ای نصارا تو چه گوبی کس اگر آید باز به کلیسا و کله باز نگیرد از سر