واژه «نسوده» در زبان فارسی به عنوان صفت مفعولی به معنای چیزی است که ساییده نشده و در اثر اصطکاک یا استفاده، صیقل نخورده و همچنان حالت اولیه و زبر خود را حفظ کرده است. این واژه در متون لغوی به معنای «هموار و لغزنده» نیز آمده است و در برخی منابع مانند فرهنگ معین و ویکیواژه همین مفهوم برای آن ذکر شده است. در کاربردهای قدیمی، «نسوده» برای توصیف سطحی به کار میرود که هنوز پرداخت نشده و زبری طبیعی خود را دارد. این واژه میتواند در توصیف اشیاء، سنگها یا هر سطحی که تماس و سایش باعث صیقلی شدن آن نشده باشد، استفاده شود. از نظر معنایی، نسوده در برابر مفاهیمی مانند «صیقلی»، «ساییده» یا «پرداخته شده» قرار میگیرد. در متون توصیفی، این واژه بیشتر برای بیان حالت طبیعی و اولیه یک جسم به کار رفته است. همچنین در برخی کاربردها، نسوده به معنای لغزنده بودن سطح نیز تفسیر شده است. این معنا نشان میدهد که سطح مورد نظر بدون زبریهای قابل لمس و دارای حالت یکنواخت است. در زبان ادبی و لغوی، این واژه برای دقت در توصیف ویژگیهای فیزیکی اشیاء اهمیت دارد. در مجموع، این کلمه به سطحی گفته میشود که هنوز ساییده نشده و حالت طبیعی، هموار یا لغزنده خود را حفظ کرده است.
نسوده
فرهنگ معین
(نَ دِ ) (ص مف. ) هموار و لغزنده.
ویکی واژه
هموار و لغزنده.
جمله سازی با نسوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یک جیبش دوباره سر نسوده چون مه هر روز از برجی نموده
💡 نیست اینجا ستاده دیواری که به پشتش نسوده یکباری
💡 گردنش را نسوده عقد گهر ور نه با لیلی آمدی همسر
💡 ندیده سیب او مشاطه در مشت نسوده بر لبش نیشکر انگشت
💡 پاش رکاب براق نیک نسوده هنوز هفته افلاک را دیده در آغوش پار