لغت نامه دهخدا
نزدیک بین. [ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه چشمش از دور نتواند دید.
نزدیک بین. [ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه چشمش از دور نتواند دید.
کسی که به واسطۀ ضعف چشم دور را به خوبی نبیند، میوپ.
(صفت ) کسی که بسبب ضعف باصره دوررانبیند توضیح شخصی که قادربدیدن اشیائ دورنباشد وفقط اشیائ بسیارنزدیک رامیتواندرویت کند. این چنین کس بابکاربردن عینکی که دارای عدسی های مقعرالطرفین باشدمیتوانداشیائ دورراهم ببیند.
{myope} [پزشکی] فرد مبتلا به نزدیک بینی
miope
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ملک دلربائی سلطان با نوائی معذوری ار نیائی نزدیک بینوایان
💡 بینائیست که بهیچ بیننده نماند، پوشیده و دور چون آشکار او نزدیک بیند. «وَ لا یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً»
💡 متفاوت باشند. ارتباط نزدیک بین اثر سیبِک و پلتیه از ارتباط مستقیم بین ضرایب آنها نیز مشخص است:
💡 تو در یکی قدم زن همچو منصور یکی نزدیک بین و بس دوئی دور
💡 بخت آنم نیست کز نزدیک بینم روی تو میکنم از دور در صنع خدا نظّارهای
💡 اهداف ایجاد یک اتحادیهٔ اقتصادی عموماً شامل افزایش بهرهوری اقتصادی و ایجاد روابط سیاسی و فرهنگی نزدیک بین کشورهای عضو میشود.