ناکث
مترادفها
پیمان شکن، عهد شکن
متضادها
وفادار
لغت نامه دهخدا
ناکث. [ ک ِ ] ( ع ص ) شکننده عهد و پیمان. ( ناظم الاطباء ). شکننده عهد. ( از اقرب الموارد ). نکاث. ( معجم متن اللغة ). پیمان شکن. عهدشکن. || برهم زننده. گسلنده. ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ).
فرهنگ معین
(کِ ) [ ع. ] (اِفا. ) عهدشکن، پیمان شکن.
فرهنگ عمید
شکنندۀ عهدوپیمان، پیمان شکن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - برهم زننده گسلنده. ۲ - عهدشکن پیمان شکن جمع:ناکثین.
جمله سازی با ناکث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال النبی صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم «من مات ناکثا عهده جاء یوم القیمة لا حجة له».